جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

562

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

سيستم تبعيت را به‌وجود آورده ! و سپس اين سخن پوچ و بىارزش را نشخوار مىكند : « خداوند اراده كرده است كه در ميان بشر گروهى ارباب و گروهى تابع گردند تا اربابان خداوند را تقديس نموده و او را دوست بدارند و تابعان هم اربابان خود را بزرگ بشمارند و به آنان مهر بورزند ! » « 1 » ولاشر مورخ فرانسوى مىگويد : « در واقع همه اربابان در قرون وسطى ، خواه از ميان پدران روحانى باشند يا از ديگران ، همان طرز فكرى را داشتند كه اين كشيش آن را بيان داشته است . » « 2 » و بردگانى كه در اين قرون تاريك و سياه آزاد شدند ، همچنان در شرايط خاصى به‌سر مىبردند و ساير افراد بشرى در مرتبه و شرايط ديگرى قرار داشتند . طبقه‌هاى ديگر مردم آنان را تحقير كرده و كوچك مىشمردند و دشمنى و كينه آنان را در دل داشتند ؛ و از نظر عملى ، همچنان بر اراده اربابان و نجبا گردن نهاده و هميشه در خدمت آنان بودند و قوانين هم در هيچ موردى ، از آنان در قبال فرزندان طبقات بالا و ممتاز ! پشتيبانى نمىكرد و بدين‌ترتيب ، قرون وسطى هرگونه مفهوم آزادى و مساوات را زيرپا گذاشت . چنان كه هرگونه حق سياسى و اجتماعى را براى طبقات ملى ناديده گرفت .

--> ( 1 ) . تاريخ اعلان حقوق‌الانسان ، ص 49 . توجه داريد كه اين گفتار پوچ ، از يك كشيش مسيحى صادر شده ولى از نظر اسلام همه مردم بندگان خدا هستند و هيچگونه برترى ، جز با تقوى و پرهيزكارى در بين مردم نيست و همه با هم بايد خداوند يگانه و بىشريك را پرستش و تقديس كنند . . . م ( 2 ) . همان منبع ، ص 29